امروز قرار است به بررسی نسخه فرعی جدید فرنچایز Like a Dragon تحت نام Pirate Yakuza in Hawaii بپردازیم تا ببینیم آیا استودیوی RGG توانسته تجربهای مطلوب ارائه دهد یا خیر؟
اگر از طرفداران Yakuza بوده باشید، قطعا میدانید که جامعهی طرفداران این مجموعه سالیان سال است که انتظار چنین روزی را میکشیدند، روزی که سرانجام Goro Majima بتواند به طور تمام و کمال سکان بازی اختصاصی خودش را بدست بگیرد و حالا پس از درخواستهای مکرر، استودیوی RGG تصمیم گرفت واقعا «سکان» یک بازی اختصاصی را به این کاراکتر داده و اجازه دهد آن را به مناطق ناشناخته و تازه هدایت کند. این فرنچایز همیشه به نوآوری در فرمول خود و گسترش آن معروف بوده و Like a Dragon: Pirate Yakuza in Hawaii نیز اثری است که نه تنها برخی ایدهها را معرفی میکند، بلکه در پیادهسازی اکثریت آنها نیز عملکردی عالی دارد.
همانطور که میدانید، داستان Like a Dragon: Pirate Yakuza in Hawaii حول محور کاراکتر Goro Majima در جریان بوده و پس از جریانات Infinite Wealth رخ میدهد، همچنین به شکل جالبی خود این کاراکتر راوی داستان است! بازی از جایی آغاز میشود که Majima در ساحل جزیرهای به نام Rich Island بیدار میشود، بدون اینکه ایدهای داشته باشد چه کسی است یا چه اتفاقی برایش رخ داده و تنها تکههایی از خاطرات گذشته را به یاد میآورد.
اما در همین حین، با پسرکی به نام Noah آشنا میشود که به دلیل بیماریای که دارد، هرگز از این جزیره بیرون نرفته و به شدت مشتاق است تا دنیا را ببیند. طولی نمیکشد که یک گروه از دزدان دریایی آنها را پیدا کرده و Majima به منظور دفاع از Noah با آنها درگیر میشود. در طول ساعات ابتدایی بازی، ما شاهد کشمکشهای Majima با این دزدان دریایی، صمیمیتر شدن او با Noah و همچنین یافتن برخی اطلاعات درباره خودش هستیم. او متوجه میشود که گروهی از یاکوزاها به جزیره Nele اعزام شده بودند و از همین رو احتمالا او نیز عازم همان جا بوده است، بنابراین تصمیم میگیرد راهی برای رفتن به آنجا پیدا کند.
در نهایت پس از یک درگیری گسترده با دزدان دریایی که در جزیره Rich بودند، موفق به شکست کاپیتان آنها شده و تصمیم میگیرد خودش کلاه کاپیتانی را به سر کرده و از کشتی آنها برای رسیدن به جزیره Nele استفاده کند و Noah و پدرش Jason که از قضا در گذشته یک دریانورد بوده را همراه خود میبرد، اما به رسم همیشگی این فرنچایز، داستان هرگز به این سادگی پیش نخواهد رفت.
به طور کلی داستانسرایی این اثر در قیاس با دیگر بازیهای مجموعه کمی متفاوت بوده که حاصل لحن متمایز آن است؛ داستان کلی شما را سرگرم خواهد کرد و ایدهی کلی به تصویر کشیدن Majima با تمامی اخلاقیات خاصش اما بدون پسزمینهی داستانی پیشینش جالب است اما وقتی از کلیات عبور کنیم، روایت این عنوان در برخی بخشها ضعفهایی دارد. اولین مورد به شخصیتهای مکمل و آنتاگونیستهای این اثر باز میگردد که متاسفانه هیچیک لزوما خاص و یا به یادماندنی نیستند، در حالی که این یکی از خصوصیات برجسته و تقریبا ثابت در بین عناوین این فرنچایز محسوب میشود. کاراکترهایی همچون Jason و Masaru در حالی که همراهان خوبی هستند، اما هرگز آنقدر رشد نمیکنند که بتوان از آنها به عنوان کاراکترهای بسیار به یادماندنی یاد کرد.
البته این مسئله کمی به مضمون کلی بازی هم بازمیگردد که به نظرم کمی در آن زیادهروی شده است. روایت هستهای این نسخه کمی بیش از اندازه کامیکال (طنزآمیز) بوده و کمتر خودش را جدی میگیرد. این سری همیشه یک بُعد طنز و لحنی به اصطلاح “Light Hearted” داشته و این خصوصیت آن از قسمت هفتم شدت هم یافته است، اما همیشه در کنار آن سعی کرده است مضامین جدی، احساسی و بسیار انسانی را به تصویر بکشد که در بین آنها همیشه کاراکترهای بسیار جذاب و دوستداشتنی شکوفا میشوند اما شاید این اولین نسخهای باشد که شخصا در آن این مسئله را احساس نکردم! به غیر از Majima که به راستی ستارهی این نمایش است، اکثریت کاراکترهای دیگر صرفا نقش “Plot Device” یا محرکی برای برخی بخشهای داستان هستند و در همین راستا به سختی میتوان با آنها و کشمکشهایی که دارند، ارتباط برقرار کرد.
در طرف دیگر نیز بحث تعلیق روایی بازی مطرح میشود که تا حدی نامتعادل است؛ عناوین اصلی فرنچایز عموما آثاری طولانی هستند و از همین رو عموما چپترهای ابتدایی کمی آرامتر پیش میروند تا ابعاد مختلف داستان را پایهگذاری و معرفی کنند اما هرگز ساکن نمیمانند. یک خصوصیت مشترک بین اکثریت نسخهها مدیریت بسیار خوب تعلیق روایی است، به طوری که اگر عناوین متعددی از این مجموعه را تجربه کرده باشید، قطعا میتوانید حس کنید که یک الگوی روایی مطلوب وجود دارد که RGG به شکلی بهینه از آن بهره میبرد.
در این نسخه اما، با وجود آن که با اثری کوتاهتر روبهرو هستیم، اما در برخی بخشها متاسفانه تعلیق روایی آنچنان بهینه نیست، به طوری که شخصا طی دو چپتر ابتدایی که حدودا ۸ ساعت از زمان تجربهام را تشکیل میداد، احساس میکردم داستان تا حد زیادی ساکن بوده و لزوما تعامل چندانی با آن نداشتهام و این صحبت از طرف کسی مطرح میشود که وقتی به پای تجربهی یکی از بازیهای این فرنچایز مینشیند، به لطف روایت عالی آنها به سختی از پای آن بلند شده و یا خسته میشود. البته باید اعتراف کنم که پس از چپتر سوم این مسئله بهبود مییابد.
Like a Dragon: Pirate Yakuza in Hawaii به طور کلی داستان بسیار سرگرمکنندهای دارد و قطعا ساعات خوبی را با آن سپری خواهید کرد اما در این بین ممکن است با لحظاتی مواجه شوید که احساس میکنید پل ارتباطیتان با داستان بازی قطع شده یا روند پیشروی آن بیش از اندازه کند شده است. اگر طرفدار روایاتی هستید که این مجموعه ارائه میدهد، شاید بهتر باشد با نگاهی بسیار سطحیتر به این نسخه نگاه کنید.
اما گیمپلی همیشه بخشی بوده است که استودیوی RGG و عناوین مختلف یاکوزا فارغ از فرمولی که دنبال میکنند، در آن میدرخشند و برخلاف بخش روایی که شاید کمی من را ناامید کرده باشد، بخش گیمپلی مثل همیشه عالی است. این نسخه اولین تجربه در فرنچایز به شمار میآید که به شما اجازه میدهد به طور گسترده در خشکی و دریا به بازی کردن بپردازید و همانطور که انتظار میرفت، مکانیزمهای حول محور دریانوردی کاملا هدفمند و گاهی بسیار عمیق پیادهسازی شدهاند.
اما پیش از آن که به این بخش تازه بپردازیم، بد نیست کمی از سیستم مبارزات بگوییم که حالا مجددا به فرمول Beat’em Up گذشتهی سری بازگشته و درست همچون دیگر عناوین فرعی از جمله Like a Dragon Gaiden، Ishin یا Lost Judgment برخی مکانیزمها یا استایلهای مبارزهای تازه را به این فرمول اضافه میکند که به طور کلی یک تجربه متمایز از کل نسخههای دیگر سری ارائه میدهد.
در ابتدای بازی، ما شاهد معرفی استایل مبارزهی Mad Dog هستیم که تا حد زیادی امضای کار Majima محسوب میشود؛ این استایل مبارزه بیشتر بر رویکرد مبارزات خیابانی تمرکز دارد که سالها این مجموعه بخاطر آن شناخته میشد و به طور کلی روندی سریعتر و پر جنبوجوشی دارد. اما با پیشروی در بازی و تبدیل شدن Majima به یک دزد دریایی، استایل تازهای به نام Sea Dog معرفی میشود که بر پایهی استفاده از دو شمشیر، تپانچه و دیگر ابزار مرتبط با دزدان دریایی بوده و استفاده از آن به شدت جذاب است.
خوشبختانه این دو استایل مبارزه به شکلی عالی متعادلسازی شدهاند، به طوری که شخصا همواره در طول بازی بین آنها جابهجا شده و بر اساس شرایط، رویکرد بهینهتر را اتخاذ میکردم. همچنین همانند همیشه ما شاهد یک منوی اختصاصی برای یادگیری مهارتهای مختلف هستیم و هر دوی این استایلهای مبارزه و همچنین ابعاد سلامتی و… مهارتهای اختصاصی خودشان را ارائه میدهند. انعطافپذیری و نوع ارائهی این سیستم مبارزات درست همچون Lost Judgment و یا عنوان Gaiden باعث شده است در هیچ نقطهای از تجربه خسته نشوید.
همچنین هر یک از این دو استایل دارای قابلیت اختصاصی خاص خود هستند که در هنگام مبارزه میتوانید از آنها بهره بگیرید؛ Mad Dog قابلیت “Doppelganger” را دارد که دو کپی دیگر از Majima را وارد مبارزه میکند و “Sea Dog” برخی قابلیتهای خاصی دارد که بر پایهی طلسمهای جالب طراحی شده و از طریق یک سری فعالیتهای فرعی دریایی بدست میآیند.
مینیگیمها نیز همیشه یک بخش بسیار برجسته و مهم از تجربههای Yakuza بودهاند و بازی جدید در این زمینه نیز کم نمیگذارد؛ به عنوان مثال، آشپزی یکی از مینیگیمهای بسیار جذاب و البته کارآمد بازی است که در همان ابتدا به پلیر معرفی شده و جازه میدهد با پیدا کردن دستورالعملهای پخت مختلف آشپزی کنید. شما باید مواد مورد نیاز را خودتان تهیه کنید و حتی در مکانهای مختلفی از جمله کشتیتان میتوانید به کاشت سبزیجات مختلف بپردازید، ماهیگیری کنید و یا از طریق مبارزات یا برخی سوپرمارکتها به انواع گوشت دسترسی پیدا کنید و تمام این موارد صرفا مربوط به یک مینیگیم در این بازی است!
ما همچنین شاهد بازگشت برخی مینیگیمها از عناوین گذشته از جمله “Crazy Delivery” یا “Dragon Kart” نسخه هشتم هستیم که البته پیچشهای تازهای دریافت کردهاند. در طرف دیگر مینیگیم محبوب بیس بال این مجموعه بازگشته است که حالا با تم دزدان دریایی ارائه میشود! یکی دیگر از فعالیتهای فرعی جذاب Bounty Hunting است که طی آن شما باید در مناطق مختلف بازی به دنبال افراد تحت تعقیب بگردید و با شکست دادنشان آنها را تحویل پلیس بدهید.
این مسئله برای Sub Storyها و مراحل فرعی نیز صدق میکند؛ مراحل فرعی همیشه یکی از بخشهایی بودند که این فرنچایز در آنها میدرخشید و در حالی که خط اصلی داستان همیشه لحنی جدی داشت، مراحل فرعی با موضوعهای مختلف و متنوعی ارائه میشدند که بعضا شاید بسیار عجیب و حتی خندهدار بودند. خوشبختانه تنوع و لحن خاص این ماجراجوییهای فرعی همچنان در این نسخه پا برجا هستند و میتوانند ساعتها شما را سرگرم کنند.
اما بگذارید کمی از خشکی خارج شده و به دل دریا بزنیم؛ بخشی که این بازی را به راستی از دیگر آثار فرنچایز متمایز میسازد دریانوردی و کشتیرانی است. شما در ابتدای بازی کاپیتان کشتی خود شده و نام آن را Goromaru میگذارید و با پیشروی در بازی، دائما این تجربه مکانیزمها و امکانات تازهای در اختیارتان قرار میدهد. در نگاه اول قطعا این بازی شما را به یاد Assassin’s Creed IV میاندازد چرا که مشخصا یکی از منابع الهام این اثر بوده است. کشتی شما دارای ابعاد تعاملی مختلفی بوده که مستقیما به دیگر بخشهای بازی متصل میشوند.
یکی از مهمترین بخشهای کشتیرانی بازی، پیدا کردن افراد تازه به عنوان خدمه کشتی است؛ شما به این منظور باید در دنیای بازی به دنبال افرادی بگردید که حاضر باشند به کشتی شما بپیوندند و همهی این افراد نیز در ازای این کار نیازمند چیزی هستند. هر یک از این افراد در مقیاس جزئیتر، شخصیت خاص خودش را داشته و عموما کاری که از شما میخواهند نیز حول محور همان خصوصیت شخصیتیشان میگردد.
به عنوان مثال، شما ممکن است با یک آشپز روبهرو شوید که از Majima میخواهد برای او آشپزی کند، ممکن است با شخصی روبهرو شوید که بسیار عدالت طلب بوده و از شما میخواهد چندین فرد مورد تعقیب را تحویل پلیس بدهید تا عادل بودن خودتان را به او ثابت کنید و یا با شخص دیگری روبهرو میشوید که معشوقهاش از او عصبانی بوده و از همین رو میخواهد با بازی کردن در شهربازی یک عروسک خاص جایزه گرفته و برایش بیاورید. همانطور که میبینید، این افراد با وجود اینکه کاراکترهای مهم و عمیقی نیستند اما به شکل جالبی شخصیتهای رنگارنگی دارند و همین مسئله باعث میشود تعامل با هر یک از آنها جالب و متمایز باشد.
با یافتن هر یک از این افراد و کامل کردن درخواستشان، خدمهی Goromaru بزرگتر میشود و شما میتوانید هر یک از آنها را در بخشی که مهارت بیشتری دارند، به کار بگیرید. برخی افراد بیشتر در تیراندازی با توپهای کناری کشتی مهارت دارند، عدهای تعمیرکاران خوبی هستند که میتوانند در حین مبارزات دریایی کشتی شما را تعمیر کنند و برخی دیگر نیز در مبارزات تن به تن میدرخشند. بازی به شما اجازه میدهد از طریق منوی Crew Formation در سه بخش Cannon Squad، Boarding Squad و Support Squad به شخصیسازی خدمهی کشتی خود بپردازید.
Cannon Squad مربوط به گروهی است که در هنگام مبارزات دریایی بر در ایستگاههای حمله از جمله Port، Starboard و یا Machine Guns خدمت میکنند در حالی که Boarding Squad همانطور که از نامش مشخص است مربوط به گروهی است که در زمان حمله مستقیم و ورود به داخل کشتی دشمن شما را همراهی میکنند و در نهایت Support Squad را داریم که متشکل از افرادی است که در مبارزات مستقیم شرکت نمیکنند بلکه قابلیتهای پشتیبانی مختلفی دارند که در هنگام مبارزه به کمک شما خواهد آمد.
سیستم چینش خدمهی کشتی و عمق آن، به راستی من را شگفت زده کرد! هر یک از افرادی که شما به کشتی خود میآورید، تواناییها و مهارتهایی دارند که باید به شکلی بهینه به کار گرفته شوند و با پیشروی در بازی و رویارویی با کشتیها و دریانوردان قدرتمندتر، اهمیت چینش بهینه و کارآمد شما بسیار بیشتر هم به چشم خواهد آمد.
عمق این سیستم به طور مستقیم بر میزان بازدهی و چگونگی عملکرد شما در هنگام درگیریهای دریایی تاثیرگذار خواهد بود. خدمهی Goromaru همچنین دارای یک معیار سنجش Morale نیز هستند که شما به عنوان کاپیتان آنها باید پاسخگو باشید، چرا که وضعیت هر یک از افراد حاضر روی کشتی شما روی عملکرد و میزان رضایت او تاثیرگذار است. اگر فردی از خدمهی کشتی شما ناراحت است، به او هدیه بدهید و یا در راستای بهبود حالوهوای خدمهی خود یک مهمانی روی کشتی خود برپا کنید!
مبارزات دریایی نیز بسیار لذتبخش و سرگرمکننده هستند و در حالی که به طور واضح شاهد برخی الگوبرداریها از Assassin’s Creed IV: Black Flag هستیم، اما سازندگان پیچشهای خاص خود را روی آن اعمال کردند که در نهایت موجب میشود حس و حالی بسیار متفاوتی داشته باشد. ما با سیستمی آرکیدیتر در این زمینه روبهرو هستیم که با فراهم آوردن امکانات متعدد، روی سرگرمی تمرکز دارد تا واقعگرایی. علاوه بر توپها و Machine Gunها، شما از یک سیستم Boost برخوردار هستید که به شما اجازه میدهد از جلوی خط حملهی دشمن کنار رفته یا به سرعت خودتان را به کشتی آنها بکوبید. علاوه بر این، توانایی Drift کشیدن با کشتی خود را نیز دارید که حسابی در مبارزات گستردهتر کارآمد بوده و به پلیر اجازه میدهد به سرعت جابهجا شده و یا جهتگیری کند!
پلیر همچنین در هنگام مبارزات و در صورتی که ضربات زیادی دریافت کرده باشد، میتواند یک گروه از خدمه خود را مامور تعمیر بدنهی کشتی بکند، Majima نیز میتواند سکان خود را رها کرده و به خاموش کردن آتش روی کشتی و یا شلیک کردن با RPG اختصاصی خود بپردازد. لازم به ذکر است که در این عنوان شما لزوما امکان سوار شدن و حملهی تنبهتن به همهی کشتیها را نداشته و این امکان برای دشمنان و دریانوردان قدرتمند وجود دارد.
اما این تمام خصوصیات برجستهی این بخش نیست، بلکه یک سیستم ارتقای مختص به Goromaru را نیز به پلیر ارائه میدهد و از طریق آن شما با جمعآوری مواد اولیه مورد نیاز میتوانید بخشهای مختلف کشتی خود از جمله اسلحهها و توپها را ارتقا دهید. علاوه بر این، شما میتوانید پوششهای مختلفی برای کشتی خود تهیه کرده و ظاهر آن را نیز به دلخواه شخصیسازی کنید.
و اما در نهایت بد نیست کمی به مبحث اکتشاف بُعد دریانوردی بازی بپردازیم. Like a Dragon: Pirate Yakuza in Hawaii درست همچون آثار پیشین خود، دارای یک نقشهی جهان باز پیوسته نیست و این مسئله برای بخش دریانوردی بازی نیز صدق میکند. دنیای بازی به مناطق کوچکتر تقسیم شده است که شما میتوانید با استفاده از کشتی خود بین آنها جابهجا شوید.
همچنین میتوانید با بدست آوردن نقشههای گنج، به شکار گنجینههای مخفی و ارزشمند بپردازید و در راستای آن به جزایر مختلف سفر کنید. برخی فعالیتهای فرعی از جمله یافتن گروهی از دریانوردان منفور به نام Devil Flags نیز در این بخش وجود دارند اما متاسفانه به طور کلی نمیتوان گفت محتوای فرعی این بخش چندان قابل توجه و زیاد است.
جزایری که شما میتوانید به آنها به منظور یافتن گنج وارد شوید، پس از مدتی تکراری شده و محیط دریایی نیز محتوای خاصی ارائه نمیدهد که پلیر را مشتاق به گشتوگذار در آن بکند. به طور کلی، میتوان گفت این بخش از لحاظ محتوایی آنچنان متنوع یا خاص نبوده و به هیچ عنوان عمق، جذابیت و ظرافت محتوای فرعی حاضر در خشکی را ندارد و از آن جایی که محیط آن پس از مدتی تکراری میشود، دلایل زیادی به منظور گشتوگذار در آن باقی نمیماند. با این وجود، جدال و مبارزه با کشتیها همیشه جذاب بوده و فارغ از مشکلات محتوایی این بخش همیشه لذتبخش است.
پس از اینکه نسخهی هشتم ما را به Hawaii برد و دربهای تازهای را در این باب به روی فرنچایز در زمینهی دنیاسازی باز کرد، با توجه به عادت RGG تقریبا غیر ممکن بود که از این محیط تازه در یک بازی دیگر بهره نگیرد و این دقیقا همان کاری است که در این نسخه انجام شد. Honolulu همچنان یکی از بخشهای اصلی این عنوان محسوب میشود و میتوان گفت به طور تمام و کمال در زمینه طراحی با Infinite Wealth اشتراک دارد که مسئلهی خوبی است. شما همچنان با یک شهر زنده و پویا روبهرو هستید که میتوانید در آن به اکتشاف پرداخته و در میان راه با داستانکهای جذابی روبهرو شوید.
علاوه بر Honolulu، مکانهای مختلفی از جمله Rich ،Nele و مخصوصا Madlantis وجود دارند که شما میتوانید به آنها وارد شوید. Madlantis مکانی است که نه تنها اتصالات مهمی با داستان و روایت بازی دارد، بلکه از حیث طراحی جذاب بوده و از حس و حال بسیار جالبی نیز برخوردار است. تا حدی میتوان از آن به عنوان یک مکان برای خوشگذرانی دریانوردان و دزدان دریایی یاد کرد که مملو از مینیگیمهای مختلف و فعالیتهای فرعی جذاب است.
اما به غیر از این موارد، همانطور که در بخش پیشین نیز اشاره کردم، متاسفانه طراحی محیط بخش دریانوردی و همچنین جزایر قابل غارت تکراری و یکنواخت بوده و پس از مدتی خستهکننده میشود. شما به طور مکرر ممکن است شاهد یک محیط خاص یا Assetهای تکراری در جزایر مختلف باشید که به آنها ورود میکنید. البته این مسئله از آن جایی که درباره یک عنوان فرعی صحبت میکنم، تا حدی قابل قبول است اما اگر قصد داشته باشید اکثریت فعالیتهای دریایی بازی را انجام دهید، قطعا پس از مدتی محیط آن شما را خسته خواهد کرد.
بنابراین میتوان گفت در حالی که بخشهای خشکی بازی از تنوع مطلوبی برخوردارند، در طرف دیگر محیطهای دریایی درست همچون فعالیتهای فرعی آن، در زمینه طراحی محیط تنوع چندانی نداشته و حتی خودش را دائم بازیافت میکند.
از این مسئله که عبور کنیم، بد نیست اشارهای هم به موسیقی متن و ساندترک این بازی بکنیم که همچون بسیاری از نسخههای دیگر فرنچایز عالی است. موسیقی این اثر به خوبی توانسته حسوحال دریانوردی و تم دزدان دریایی آن را جذب کند و به مکمل بسیار خوبی برای این تجربه و اتمسفر آن تبدیل میشود.
Like a Dragon: Pirate Yakuza in Hawaii یک ماجراجویی سرگرمکننده با ایدههای جدید است که مثل همیشه تمایز مشهودی بین این تجربه و دیگر آثار فرنچایز ایجاد میکند. ما با داستانی روبهرو هستیم که آنچنان خودش را جدی نمیگیرد و همین مسئله باعث میشود برخی کاراکترها نتوانند به رشد مطلوبی برسند و صرفا در حد یک محرک روایی باقی بمانند. با این وجود، مثل همیشه با یک گیمپلی عمیق، سرگرمکننده و انعطافپذیر روبهرو هستیم که به راحتی ساعتها شما را سرگرم خواهد کرد.
روایت کلی و مضمون جالب آنایجاد پیچشی جالب برای کاراکتر ماجیمابازگشت مبارزات تنبهتن جذاب و پر جنبوجوش گذشته فرنچایز و ارائهی استایلهای مبارزاتی جذابسیستم ارتقای انعطافپذیر برای کاراکتر و کشتیسیستم کشتیرانی آرکیدی سرگرم کننده و کنترل بسیار مطلوب آنعمق بالای بخش Crew Formation و اهمیت چینش خدمه کشتی در مبارزات دریاییتنوع بالای فعالیتهای فرعی در خشکیبخش شخصیسازی گسترده برای کشتی
تعلیق روایی بازی در برخی لحظات تجربه با مشکل روبهرو استکاراکترهای مکمل فراموش شدنی به دلیل پردازش نسبتا سطحیفعالیتهای فرعی محدود و نه چندان متنوع در بخش دریایی بازیتکراری شدن برخی محیطهای دریایی به دلیل بازیافت
این بازی روی PS5 و بر اساس کد ارسالی ناشر (SEGA) تجربه و بررسی شده است
طراحی و اجرا :
وین تم
هر گونه کپی برداری از طرح قالب یا مطالب پیگرد قانونی خواهد داشت ، کلیه حقوق این وب سایت متعلق به وب سایت تک فان است
دیدگاهتان را بنویسید