تک فان

تک فان

مجله خبری تفریحی: دنیای سرگرمی و تفریح
امروز: پنج شنبه , ۹ اسفند , ۱۴۰۳
X
۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر

دیوید فینچر را می‌توان یکی از خاص‌ترین کارگردان‌های سینما نامید؛ کارگردانی که در سی سال حرفه‌اش با خلق فیلم‌های با کیفیت در ژانر معمایی توانسته تا اسم و رسمی را در تاریخ سینما پیدا کند. فیلم‌های او معمولا فضای سرد و گاها تلخی دارند که روایت جذاب و حتی غافلگیرکننده‌ای را به مخاطب ارائه می‌دهد.

تبلیغات

دیوید فینچر در این مدت با نویسنده‌های مشهور زیادی همکاری کرده و همین باعث شده تا شخصیت‌پردازی در فیلم‌هایش به خوبی انجام شده باشد. همچنین فیلم‌های فینچر معمولا فیلمنامه‌های درگیر کننده و جذابی دارند که در میان آن‌ها می‌توان دیالوگ‌های قابل توجهی یافت. در ادامه با جذاب‌ترین دیالوگ‌های فیلم‌های دیوید فینچر آشنا خواهیم شد.

۱۰- «به برنامه‌ات پایبند باش. پیش‌بینی کن. بداهه عمل نکن. به هیچ‌کس اعتماد نکن. هرگز از یک مزیت چشم‌پوشی نکن. فقط در جنگی بجنگ که برایش پول گرفته‌ای.» – قاتل در فیلم The Killer

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

قاتل (با بازی مایکل فاسبندر) این جملات را به طور مداوم در طول فیلم تکرار می‌کند که یادآور روحیه‌ی سرد این قاتل در آدمکشی است. با این جملات بینندگان متوجه می‌شوند که این شخصیت تنها بر کارش تمرکز دارد و از آن منحرف نخواهد شد.

او برای کشتن همیشه نقشه دارد و برای هر قتلش نیز نقشه برنامه‌ریزی می‌کند. او تنها بر کار خودش تمرکز دارد و هیچوقت تسلیم احساسات نمی‌شود. بخش آخر این دیالوگ قابل توجه است، زیرا نشان می‌دهد که او از کشتن فراتر از مأموریت‌هایش خودداری می‌کند.

۹- «این آزادی بود. از دست دادن همه‌ی امید آزادی بود.» – راوی در فیلم Fight Club

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

فضای تیره و تاریک فیلم Fight Club بهترین راه برای فینچر بود تا داستان رمان پرفروش چاک پالانیک را به تصویر بکشد. آسمان در فیلم همیشه ابری یا تاریک است و به بینندگان این احساس را می‌دهد که منتظر هر اتفاقی باشند. راوی در ظاهر مرد معمولی‌ای است، اما وارد داستانی می‌شود که نمادی از مردانگی مدرن است.

راوی در گروه‌های حمایتی زیادی شرکت می‌کند تا دوباره به احساساتش دسترسی پیدا کند، فرآیندی ناسالم که به احتمال زیاد منجر به خلق تایلر دوردن می‌شود؛ مرد ایده‌آل در ذهن یک فرد معمولی. اما قبل از این، راوی متوجه می‌شود که شادی و آزادی تنها از طریق از دست دادن کامل امید به دست می‌آید. البته منظور از این جمله این نیست که غرق در نا امیدی باشد، بلکه باید بدون در نظر گرفتن عواقب زندگی کرد تا به آزادی رسید.

۸- «ما گناهان مرگباری را در هر گوشه‌ی خیابان و یا در هر خانه می‌بینیم و آن را تحمل می‌کنیم. ما آن را تحمل می‌کنیم چون رایج و پیش‌پاافتاده است.» – جان دو در فیلم Seven

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

جان دو با اینکه تنها در اواخر فیلم Seven هویتش فاش می‌شود و دیالوگ‌های کمی دارد، اما یکی از ماندگارترین شرورهای تاریخ سینما است. پیش از اینکه کارآگاه میلز جعبه را باز کند، با جان دو صحبت می‌کند. او درباره قربانیانش صحبت می‌کند و می‌گوید که آن‌ها سزاوار آن چیزی بودند که برایشان اتفاق افتاد.

جان دو با غرور می‌گوید که دیگران را فقط به خاطر چاق بودن یا قاچاقچی بودن می‌کشت. جان دو خودش را یک نجات‌دهنده معرفی می‌کند که آمده جهان را از گناهانش پاک کند. او می‌خواهد دیگران از او پیروی کنند و جنایت‌هایش را ادامه دهند.

۷- «از ابتدای تاریخ همیشه اقلیت از اکثریت سو استفاده می‌کردند. این سنگ بنای تمدن هست.» – قاتل در The Killer

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

این دیالوگ نیز بارها در طول فیلم تکرار می‌شود و به نوعی فلسفه‌ی کل فیلم را خلاصه می‌کند؛ تنها دو نوع آدم وجود دارد، آن‌هایی که کشته می‌شوند و آن‌هایی که قتل را انجام می‌دهند.

این فیلم نشان می‌دهد  که زندگی در هر دو سوی این جبهه چه عواقبی دارد و چه نتایج اجتناب‌ناپذیری منتظر کسانی است که سمت اکثریت را می‌گیرند. این الگویی است که ترس در دل بینندگان می‌اندازد، چرا که می‌بینند برای بودن در اقلیت، چه هزینه‌هایی را باید بپردازند. اکثر مردم درمی‌یابند که هرچقدر هم تلاش کنند، این مرزی است که نمی‌توان از آن عبور کرد و مجبورند با پیامدهای ناشی از آن کنار بیایند.

۶- «این زندگی تو است و هر دقیقه دارد به پایان نزدیک‌تر می‌شود.» – راوی در Fight Club

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

راوی این جمله را زمانی می‌گوید که راوی از یکنواختی زندگی‌اش گلایه می‌کند. این جمله در زندگی واقعی قابل درک است و همچنین اتفاقات آینده‌ی فیلم را پیش‌بینی می‌کند. راوی در زندگی‌اش به ندرت احساس زنده بودن می‌کند، تا اینکه عضو باشگاه مشت‌زنی می‌شود.

یکنواختی زندگی راوی است که او را به سمت خلق تایلر دوردن سوق می‌دهد و در نهایت منجر به وقایع آشفته‌تر در ادامه فیلم می‌شود. در ابتدا این کار هیجان‌انگیز است، اما پس از مدتی همه چیز از کنترل خارج می‌شود. زندگی می‌تواند به طرز دردناکی کسل‌کننده باشد و در واقع برای همه، هر دقیقه به پایان خود نزدیک‌تر می‌شود.

۵- «چی توی جعبست؟» – دیوید میلز در Seven

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

این دیالوگ را احتمالا بارها شنیدید و یکی از معروف‌ترین دیالگ‌های فینچر است، چرا که این سکانس یکی از غافلگیرکننده‌ترین سکانس‌های این فیلم است، صحنه‌ای که جان دو زهر آخر خود را می‌ریزد. جان دو، تریسی میلز را به قتل رسانده و سر او را در جعبه گذاشته تا دیوید میلز آن را ببیند. فینچر هیچگاه درون جعبه را نشان نمی‌دهد و این به عهده‌ی خود مخاطب است تا این صحنه را در ذهن خودش تجسم کند.

زمانی که میلز این سوال  را می‌پرسد، در اعماق وجودش می‌داند جواب چیست. او مدام این سوال را تکرار می‌کند و با هر بار پرسیدن، خشمگین‌تر و ناامیدتر می‌شود. در نهایت با شلیک گلوله به سر جان دو، او را به خواسته‌اش می‌رساند.

۴- «هرگز به این فکر نمی‌کنی که ترس از ناراحت کردن دیگران می‌تواند قوی‌تر از ترس از درد باشد، اما می‌دانی چیست؟ هست. آن‌ها همیشه با میل خود می‌آیند.» – مارتین وانگر در فیلم The Girl With Dragon Tattoo

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

تقریبا هر دیالوگی که مارتین وانگر در اتاق شکنجه می‌گوید خاص است. مانند دیگر دیالوگ‌ها، این دیالوگ نیز به دلیل بیان حقیقتی که هم در فیلم و هم در طبیعت انسان به طور کلی وجود دارد، تاثیرش را دوچندان می‌کند. مردم اغلب ترجیح می‌دهند آداب و ظواهر را حفظ کنند تا اینکه با تهدیدی واضح و حاضر مقابله کنند و این می‌تواند به عواقب بسیار ناخوشایندی منجر شود.

در این لحظه از فیلم، میکائیل بلومکویست می‌فهمد که مارتین همان قاتلی است که دنبالش می‌گردد. او به خانه‌ی دور افتاده مارتین می‌رود تا تحقیق کند، اما وقتی که میکائیل هنوز آنجاست، مارتین به خانه برمی‌گردد. میکائیل می‌تواند فرار کند، اما مارتین او را می‌بیند و او را برای نوشیدن یک نوشیدنی به داخل دعوت می‌کند. میکائیل نیز دعوت او را می‌پذیرد اما در نهایت در اتاق شکنجه گیر می‌افتد.

۳- «من نمی‌تونم همینطوری غیب بشم، بچه‌هام به بیمه‌ی عمر من نیاز دارند.» – دلورس در فیلم The Killer

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

با این که به نظر این جمله چیز خاصی نیست، اما در واقع دیالوگ بسیار تاریک و تلخی است. شخصیت قاتل برای بدست آوردن یکسری اطلاعات وارد دفتر یک وکیل می‌شود و در داخل دفتر منشی، دلورس، حضور دارد. وتی بازجویی‌اش از وکیل به مشکل بر می‌خورد، متوجه‌ی دلورس می‌شود و او این دیالوگ را می‌گوید.

او برای جانش التماس نمی‌کند، چون می‌داند که دیگر از دست رفته است. به جای التماس برای بخشش، دلورس با آرامش از قاتل می‌خواهد که به گونه‌ای با او رفتار کند که خانواده‌اش بتوانند بیمه عمر او را دریافت کنند. دلورس هرگز درخواست نمی‌کند که به او رحم شود، چرا که در یک دنیای فاسد و بی‌اخلاق، این درخواست معنایی ندارد.

۲- «باید از کسانی که دوست دارند به خوبی ذاتی بشر ایمان داشته باشند بپرسم؛ دقیقاً بر اساس چه چیزی؟» – قاتل در فیلم The Killer

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

فینچر همیشه در فیلم‌های به جنبه‌های خشن و تاریک انسانیت رجوع می‌کند. فیلم‌هایش تصویرسازی‌های واقع‌گرایانه‌ای از قتل، فریب و خیانت هستند که معمولا پایان خوشی هم ندارند. اگر نگاه شما به دنیا چنین باشد، پس بعید است که به ذات خوب بشر ایمان داشته باشید. فیلم The Killer یکی از تاریک‌ترین فیلم‌های او در این زمینه است، جایی که افراد بی‌گناه بدون هیچ اخطار، دلیل و ناراحتی‌ای کشته می‌شوند.

این جمله بینندگان را وادار می‌کند تا جهان را شاید کمی واقع‌گرایانه‌تر نگاه کنند، نیت‌های خودشان و دیگران را بررسی کنند، آیا مجموعه رفتارها و قوانین جوامع بشری چیزی جز نیت‌های خودپسندانه نیست؟ حتی ارزشمند‌ترین ارزش‌ها در دنیایی که رحم وجود ندارد، می‌توانند حاصل توهمی از برابری و انسانیت باشد.

۱- «تو یک دانه برف زیبا و منحصربه‌فرد نیستی، تو هم همان ماده آلی در حال پوسیدگی هستی که همه چیزهای دیگر هستند. ما همه بخشی از یک توده کمپوست هستیم.» – تایلر دوردن در فیلم Fight Club

۱۰ دیالوگ جذاب از فیلم‌های دیوید فینچر - گیمفا

تایلر راوی را مجاب کند تا یک باشگاه مشت‌زنی برپا کنند، باشگاهی که خیلی زود تبدیل به یک کالت می‌شود. تایلر سپس خرابی‌های زیادی را در سطح شهر ایجاد می‌کند و با عضوهای جدید مثل سربازهایش رفتار می‌کند.

تایلر تازه‌وارد‌ها مسخره می‌کند و آن‌ها را با مواد فسادپذیر و مرگ مقایسه می‌کند، او به آن‌ها یادآوری می‌کند که هیچ زندگی‌ای مقدس نیست. اگر راوی تیالر را از ذهنش بیرون نمی‌کرد، با این طرز تفکر می‌توانست خرابی‌های بیشتری را نیز ایجاد کند.

منبع: CBR

cactus

منبع خبر

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و اجرا : وین تم
هر گونه کپی برداری از طرح قالب یا مطالب پیگرد قانونی خواهد داشت ، کلیه حقوق این وب سایت متعلق به وب سایت تک فان است