تک فان -مجله خبری و سرگرمی‌

بازگشت به خانه: گفتگوی جذاب با معین درباره زندگی در ایران

روزیاتو نوشت: معین، خواننده‌ای که از استانبول تا دبی کنسرت داده و فعالیت‌های موزیکال خود را برای ایرانیان در سراسر جهان انجام می‌دهد، به گونه‌ای به ایرانیان به یاد می‌آورد که او همواره به وطن و فرهنگ ایرانی خود وفادار بوده است. او در گفتگوی اخیری از ۲۰ وجه از زندگی‌اش صحبت کرده و از جمله این موارد بازگشت به ایران را نیز مورد بررسی قرار داده است. او می‌گوید همواره پیش از پخش آهنگ‌های جدید، با خودروی شخصی خود به صورت موقت آن‌ها را پخش می‌کند تا ایرادات آن‌ها را متوجه شود و اصلاح کند. او همچنین از صبح زود از خواب بیدار می‌شود و با مطالعه اخبار ایران روز را آغاز می‌کند. معین از غذاهای ایرانی مانند باقالی پلو و سبزی پلو لذت می‌برد و با خانواده‌اش و دوستان ایرانی وقت می‌گذراند. او ابراز داشت که اگر شرایط مساعد بود، دوست داشت در ایران زندگی کند و از تمام ایرانیان خواست که با هم مهربان باشند و مشکلات خود را با یکدیگر حل کنند. او از هنرمندان بزرگ ایران تحسین و ارزیابی می‌کند و از فرهنگ و فرهنگ ایرانی دفاع می‌کند.

روزیاتو نوشت: این روزها همه جا صحبت از بازگشت معین به ایران است. این خواننده لس آنجلسی که مشغول کنسرت گذاشتن برای ایرانیان از استانبول تا دبی است، اخیرا گفتگویی در صفحه رسمی اش منتشر کرده که می‌خوانید.مساله بازگشت نصرالله معین خواننده نجف آبادی موسیقی پاپ به ایران در کانون توجهات قرار گرفته و از وزیر تا مدیران هنری و رسانه ها و مردم درباره آن حرف می‌زنند.معین که این روزها از استانبول تا دبی و… برای ایرانیان کنسرت می‌گذارد، اخیرا گفتگویی در صفحه رسمی اش منتشر کرده و درباره ۲۰ وجه از زندگیش حرف زده؛ ازجمله بازگشت به ایران.حرف‌های معین را بخوانید:هر آهنگ جدیدی که ساخته می‌شود قبل از پخش در خودروی شخصی پخش میکنم و با خودرو دوری میزنم تا ایرادات را بفهمم و اصلاح کنم.من یک بار حوالی ۶ صبح بیدار می‌شوم و بعد دوباره چرتی می‌زنم و حوالی ۹ بیدار می‌شوم و کنار صبحانه، اخبار ایران را مرور می‌کنم که ببینم در کشورم چه خبر است.صبحانه نان و پنیر و چای، می‌خورم چون کاملا ایرانی هستم. در روز بارها چای ایرانی میخورم و چندان اهل قهوه نیستم.باقالی پلو با مرغ و سبزی پلو با ماهی و آبگوشت غذاهای مورد علاقه من هستند؛ باز هم غذاهای ایرانی. سرگرمی اصلی من دورهمی های فامیلی و گپ و گفت ایرانی است‌.فیلم‌های کهکشانی و بین ستاره ای و فضایی را دوست دارم که پر از تخیل هستند. عاشق ستاره ها هستم. اگر خواننده نمی‌شدم می‌رفتم دنبال فیزیک و نجوم و ستاره شناسی و ناسا.سال ۱۳۶۰ از ایران رفتم به اسپانیا و بعد از آن نتوانستم به ایران برگردم و چه خوب می‌شود که همه مهاجران بتوانند به وطن بروند.مهم‌ترین شایعه ای که برایم ساختند، رفتنم به ایران بود که هیچ گاه محقق نشد و ای کاش واقعیت داشت و می‌توانستم به ایران بروم.وقتی سه سالم بود ناراحتی چشم پیدا کردم و با اینکه جراحی کردم ولی حساسیت به نور باقی ماند و برای همین اغلب عینک آفتابی میزنم.من زمانی که در اصفهان می‌خواندم هم ریش داشتم چون به چهره ام می‌آید و اخیرا هم گاهی ریش می‌گذارم که مسأله ای شخصی است و ربطی ندارد به اینکه به ایران بروم یا نه! مگر در ایران، همه ریش دارند؟ یا مگر در آمریکا همه بی ریش هستند؟مدت‌هاست می‌خواهم ورزش کنم ولی هر روز به فردا می افتد. {میخندد}حیوان خانگی ندارم چون وقتش را ندارم ولی همه جور گلی دوست دارم به خصوص گل‌های ایرانی.سفر به کوهستان را دوست دارم، سفر به جایی که طبیعت محض باشد و چشمه ای و درختی و انگار که در ایرانم. تا به دل طبیعت بروم و به آرامش برسم. عاشق اصفهانم و همه می‌دانند. گز سفارشی اصفهان همواره در خانه ام هست و بهترین شیرینی برای پذیرایی.صلح و صفا خوشحالم می‌کند و دورویی و ناسپاسی، ناراحت.اولین آهنگی که خواندم از ایرج خواجه امیری بود و واقعا ایرج بی تکرار است. اولین آلبوم من با کاظم رزازان بود با عنوان “می‌پرستم”. بیش از بیست آلبوم دادم ولی فقط پنج شش آهنگ ساختم چون آهنگسازان بزرگ ایرانی کنارم بودند.بین سازها بر عود مسلطم که برای تست آهنگها از آن بهره می برم که این هم خودش ساز ایرانی است‌.هیچ گاه به خداحافظی از خوانندگی فکر نمی‌کنم و تور خداحافظی نمیگذارم و تا وقتی که بتوانم ایرانیان را مخاطب خود داشته باشم ایرانی می‌خوانم.تمام پیام هایی که در اینستاگرام میرسد، می‌خوانم و تک تک آنها را لحاظ می کنم.دو بار ازدواج کردم، همسر اولم اسپانیایی بود ولی همسر دوم من ایرانی است. تضاد فرهنگی باعث جدایی از همسر اولم شد ولی بیش از دو دهه است که با همسر دوم هستم؛ همسرم یک ایرانی دوست داشتنی است.یک دختر به نام پریچهر از همسر اول و یک دختر به نام ستاره از همسر دوم دارم که هر دو هم خیلی ایران را دوست دارند و می بینید از هر راهی که برویم باز به ایران میرسم.اگر واقعا دستم بود و شرایط فراهم بود همین الان دوست داشتم در ایران باشم.از همه ایرانیان می‌خواهم با هم مهربان باشند، در صلح و صفا زندگی کنند و کنار دوستان، مشکلات را حل کنند و نترسند از اینکه دست دوستان و رفقا و دست همسر و فرزندان را به گرمی بفشارند و یادشان باشد با یک لبخند و گفتگو می‌توانند همه مشکلات را حل کنند.راضیه میرزاحیدری

برچسب ها

مطالب مشابه را ببینید!